سه نقطه

بهاران خجسته باد…

بهار یعنی شروع. دست من و تو هم نیست. از اول همه  احوال و اقوال و افعال حاکی از آن اند که خواه ناخواه مصداق”حول حالنا الی احسن الحال”می شوی.

اولِ صبح که از خانه راهی دانشگاه شدم، مثل خیلی قبل تر ها سر بخت دکه روزنامه فروشی سر خیابان مان رفتم و با همان شور و اشتیاق چند مجله ی همشهری جوان و چلچراغ و پنجره و 24 و تماشاگر را (فارغ از صورت و محتوا و تنها جهت علقه ی خاطر) از لا به لای آن همه پیدا کردم و تا دم در کلاس توی یک یک شان سرک کشیدم.

 اول کلاس ترم جدید هم، این درس را به بنده ی زبان نفهم داشت می داد که: For must it is a time to say goodbye to the past and to think about new beginnings. In many countries people make new resolutions. They make promises to themselves to make changes in their lives, such as to lose weight, to stop smoking, to get a new job, or to learn a new skill

اول روزهفته برای کسی که باورزش حداقل رابطه ممکن را دارد،فرصت مغتنمی است بلکه دو ساعتی بی جهت دنبال توپ بدود و آخر سر سایه توپ را بزند!

امروز اول ربیع الاول بود. اما، زمین از برگ، برگ از باد، باد از رود، رود از ماه، حکایت کرده اند اردی بهشتی می رسد از راه…

لحظه های زودگذر

پسرک

در گوشه ی خیابان

با ترازوی کوچکش

وزن می کرد

آدم ها را

غزلی عاشقانه!

هفته گذشته شب شعر “غزلی عاشقانه” برگزار گردید. بی هیچ مقدمه، گزارشی بخوانید به قلم علیرضا اصفهانی دبیر مراسم و سپس چند نکته ای هم به قلم بنده که ذکر آن ها ضروری به نظر می رسد:

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دومین مراسم شب شعر فارغ التحصیلان دبیرستان فرهنگ، با عنوان غزلی عاشقانه، پنج شنبه شب هفته ی گذشته با حضور جناب آقای دکتر غلامعلی حداد عادل، عده ای از شعرای برجسته ی کشور و جمعی از فارغ التحصیلان دبیرستان برگزار شد. در این مراسم که حدود سه ساعت به طول انجامید، تعدادی از شاعران همچون آقایان امید مهدی نژاد، مهدی سیار و حمیدرضا برقعی و حدود ده تن از فارغ التحصیلان همچون آقایان نگارشی،حسینی، شهرتی، طوطیانوش و … به خواندن اشعار خویش پرداختند. همچنین جناب دکتر حداد عادل به سخنرانی کوتاهی در باب شعر و ادب فارسی پرداختند و چند بیتی از اشعار خود را نیز برای حاضرین خواندند. این مراسم با سخنرانی دبیر شب شعر غزلی عاشقانه به پایان رسید.

  ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یکم. تا جشنواره، همایش، سمینار و الخ به گوش مان می خورد، نی آگاه یک دکور، یک تریبون و یک مجری در ذهن مان تصویر می شود که قرار است بر اساس کلیشه ای لایتغیر، یکی دو ساعت سخنرانی و کلیپ و متن به خوردمان بدهند و ما هم سرخوش از حضور در برنامه ای جذاب و مفرح، باده به دست به منازل مان بازگردیم! در هرحال اگر این جامه ی ناموزون به تن هر کس و ناکس خوش نشیند، مطمئنا به هیئت و قامت شعر و شاعری دوخته نشده است. شعر و شاعر بیش از آن که خواهان تقدیر و تشکر باشد، نیازمند نقد و اصلاح است. که این دو مسیر، سرنوشتی متفاوت و گاه متضاد دارند. وقتی میدان تقدیر و تشکر باشد، تا آن جا که ممکن است بر وجوه برتری دهنده و امتیاز بخش تاکید می شود و نکات مثبت یادآوری می گردد. اما وقتی میدان نقد و اصلاح باشد، لطایف و ظرایف امر روشن می شود و نکات منفی گوشزد می گردد. در مسیر اول خوب به همدیگر حال می دهیم و نان به هم قرض می دهیم، بی آن که چیزی به کسی اضافه شده باشد؛ اما در مسیر دوم خوب حال همدیگر را سر جای اش می آوریم و رُس هم را می کشیم بلکه قدمی رو به جلو برداشته شود و پیشرفتی حاصل آید.

دوم. شب شعر نه آن است که با تشریفات و تکلفات و تعارفات، آسمان اش ستاره باران شود! بل حلقه ای است که جمعی از مشتاقان شعر را گرد می آورد تا درون گود به زورآزمایی پبردازند و با یکدیگر دست و پنجه نرم کنند تا در نهایت ورزیده شوند. فواید تشکیل حلقه ی شعر و ادب از جهات مختلف است: اولا شعر و شاعری امری مُدام و مستمر است نه مقطعی و دوره ای. اعنی هیچ گاه شرکت در یک شب شعر سالانه، هیچ سود و ضرری  برای هیچ کس (از جمله شاعران) نداشته و ندارد؛ در حالی که حلقه ی شعری ماهانه تمرینی است برای جهش به پله های بالاتر. ثانیا حلقه ی شعر منجر به حذف تماشاچیان و ورود به صحنه ی بازیگران واقعی می شود. اعنی افرادی که علاقه مندان واقعی به این حیطه هستند، در این جمع حضور می یابند و لاغیر. ثالثا بی شک جزو بهترین خاطرات هر شاعری، حضور در این حلقه ها در اعوان جوانی بوده است. وصف ناشدنی است لذت تشکیل این حلقه ها…

سوم. انجمن ادبی می تواند به عنوان مجموعه ای منسجم، با برنامه ریزی های مدت دار، در راستای بهبود کیفی و کمی ادبیات گام بردارد. در واقع غایت شب شعر، حلقه ی شعر و الخ نه تشکیل انجمن ادبی، که بالعکس انجمن ادبی خود وسیله ای است برای پرورش نسلی ادبی شامل شعرا و نویسندگان. انجمن ادبی به عنوان زمینه ای برای راهبری و جهت دهی صحیح به علاقه مندان به حوزه ی ادبیات می تواند برنامه های مختلفی را در دستور کار قرار دهد. برای مثال: برگزاری دوره های مطالعاتی متون ادبی کهن و معاصر، نشست های نقد آثار ادبی داخلی و خارجی، معرفی آثار ادبی روز جهان، برگزاری حلقه های شعر و ادب و الخ، امروزه جزو نیازهای اصلی شاعران و نویسندگان جوان محسوب می شود.

چهارم. غایت هر نوع فعالیت ادبی در دبیرستان ادبیات و علوم انسانی می بایست پرورش نسلی ادبی باشد. و هر برنامه ای که در این  حیطه اجرا می گردد باید نتایجی ملموس و عینی بر روی خروجی (دانش آموز) داشته باشد. در واقع دبیرستانی همچون فرهنگ که جزو پیشگامان عرصه ی ادبیات و علوم انسانی کشور به حساب می آید باید دانش آموختگانی مانوس و مالوف باادبیات را به جامعه دانشگاهی تحویل دهد.  که یکی از نتایج قابل ذکر آن، غربال نخبگان ادبی و ورود حرفه ای به این عرصه است. موضوعی که هیچ گاه به طور جدی به آن توجه نمی شود، همانا پرداختن به شاعری و نویسندگی به مثابه ی یک شغل است. معدود مدیران، معلمان، دانش آموزان و والدینی را می توان سراغ گرفت که به این مساله اعتنا نمایند.

ورودی‌های پیشین »
دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.